خرید بک لینک
من از جنگ بیزارمو از روزهای کبودو این تودهء تاریکِ به جا مانده در پسِ طلوع.از جنگ؛که سارق چشمهای توست!این دیرآشنای غریب،جنگ،پرده میدرد از دلها...جنگ بیآبرو است.جنگ بی حیاست.مقابل چشمان من،دست در د

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 18:24

گذر زمان ...

چقدر دغدغه های دیروزمان بچگانه و پوچ بود

برای زمان حال هم اینگه است؟؟؟

شیفت شب :/

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 18:24

عجب روزهای پر استرسی شده روزهایی که وقتی چشمت ب بیمارستان میخوره هزارتا فکر از تو سرت میگذره روزهایی ک سریع باید لباسات رو پوشی بری تو محیطی ک هر لحظه هر جاش میتونه واست خطر افرین باشه تو جایی ک جز خو

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 18:24

ما دوباره به آبادی برگشتیم...

دیر فهمیدیم

رفتن همه چیز را خراب کرده بود.

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 18:24

صفحه بندی